نقد علمی «محمدعلی نژادیان» از یکی از انجمن‌های ایران

تنها رسانه اختصاصی برخط موتورسیکلت در ایران

نژادیان: یکی از مشکلات اساسی انجمن صنعت موتورسیکلت ایران فقدان اصول حقیقی رهبری و مدیریت است و به همین دلیل نتوانسته با اکوسیستم موتورسیکلت (همکاران، سازمان‌ها، نیروی انسانی، رسانه و…) ارتباطات موثر ایجاد کنند و نتیجه آن این بوده است که ما یا شاهد سکوت و بی‌تفاوت عده‌ای از همکاران هستیم و یا مرتب فریاد یک عده بلند می‌شود (مانند نوع ارتباط سندیکای قطعه‌سازان و انجمن صنعت موتورسیکلت ایران که همیشه در حال انتقاد از یکدیگراند).

به گزارش کارآفرینی پرس به نقل از موتورسیکلت نیوز، محمدعلی نژادیان مدیرمسئول صنعت موتورسیکلت در یادداشتی نوشت: ما در صنعت موتورسیکلت ایران انواع استعدادها و منابعی را داریم که شاید در صنایع دیگر بسیار کمیاب باشند ولی مشکل اصلی عدم توانایی استفاده از آن‌هاست. شاید سوال پیش بیاید پس چگونه این صنعت متوقف نمی‌شود؟

در پاسخ می‌توان گفت: صنعت موتورسیکلت ایران را بیشتر از این که نوع مدیریت افراد نگه دارد، انحصار، پول و بازار خوب آن نگه داشته است. باید توجه داشته باشیم فلسفه اصلی مدیریت باید این باشد که استعدادهای بالقوه را در انسان‌ها آشکار و به بالفعل تبدیل کند. اما، متاسفانه اغلب در این صنعت علاوه‌بر‌این که این اتفاق رخ نمی‌دهد، حتی بعضی اوقات شاهد هدر رفتن و از دست دادن استعدادها هستیم که مهم‌ترین و اصلی‌ترین دلیل آن این است که در صنعت موتورسیکلت ایران از اصول و نظریه‌های نوین مدیریت استفاده نمی‌شود، بلکه کاملا سنتی و با نگاه تیلوریسم (افکار فردریک تیلور) مدیریت می‌شود. زیرا، وقتی صحبت‌های نیروی انسانی شرکت‌ها را تحلیل می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که اکثرا به نیروی انسانی مانند یک «ربات مکانیکی» نگاه می‌کنند و شیوه مدیریت آن‌ها معمولا دیکتاتوری و استبدادی است.

البته فراتر از بحث سازمانی اغلب شاهد این هستیم که افراد در روابط صنفی صرفا روابط خود را بر اساس نیازهای خود تنظیم می‌کنند و کرامت انسانی و صداقت را در نظر نمی‌گیرند. حتی در بعضی اوقات شاهد هستیم به‌جای استفاده از واژه «نیروی انسانی» اصطلاح «نیروی کار» را استفاده می‌کنند که ترجمه آن یعنی این که هنوز با دیدگاه «فردریک تیلور» که متعلق به بیش از یک قرن پیش است فکر و مدیریت می‌کنند.

متاسفانه برخی از افراد فکر می‌کنند که اگر تجهیزات اداری خود را به‌روز کنند و از ابزار مدرن استفاده نمایند و چند اصطلاح خاص را در صحبت‌های خود به کار ببرند کاملا امروزی هستند. یا این که اگر صرفا دانشگاه بروند و یک مدرک بگیرند کافی است. در صورتی که دانشگاه و دوره‌های کوتاه مدت و بلند مدت زمانی خوب است که بتوانیم علم و دانش خود را کاربردی کنیم و در عمل نتیجه آن را ببینیم، نه این که در حد یک مدرک و قاب عکس از خود به‌جای بگذاریم.

وقتی ما در عمق مدیریت برخی از افراد نگاه می‌کنیم، چیزی بیشتر از نظریه‌های سنتی که «مک گر‌گور» چند دهه بعد از تیلور آن را تئوری «ایکس» نامید، نمی‌بینیم. حال وقتی نوع نگاه به انسان چنین باشد در نتیجه جنس ارتباطات و روابط به‌جای «مصلحت» از نوع «منفعت محض» خواهد بود. در صورتی که ما در یک جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که همه به ارتباطات سالم دو طرفه و منصفانه نیاز داریم و اگر غیر از این باشد در بلندمدت همه ضرر می‌کنند.

از مشکلات دیگر صنعت موتورسیکلت ایران این است که به‌دلیل آن که معنی رقابت اشتباه درک شده است، عده‌ای فقط به دنبال اول شدن و قدرت نمایی هستند. در صورتی که امروز در دنیا رقابت بر سر نوآوری‌های فناورانه است و چیزی که برای تولیدکنندگان نسل جدید دنیا مهم است میزان تولید فناوری‌های جدید است، میزان تاثیری است که در این حوزه بر دنیا می‌گذارند، میزان صادرات نوآوری‌های جدید است. اما، ما چگونه فکر می‌کنیم و رقابت می‌کنیم؟ حتی امروز شرکت‌های بزرگ دنیا به این نتیجه رسیده‌اند که برای پیشرفت نیاز است همکاری‌های خلاقانه و مشترک داشته باشند که نمونه آن کنسرسیوم ۴ شرکت بزرگ موتورسیکلت ژاپن در خصوص باتری است.

قابل ذکر است که در دوران «انقلاب صنعتی» دیدگاهی که حاکم بود می‌گفت ما جدا از هم هستیم و باید باهم رقابت کنیم، بعد از آن در انقلاب فراصنعتی این دیدگاه حاکم شد که ما با یکدیگر مرتبط هستیم و باید به یکدیگر کمک کنیم و در انقلاب جدید این دیدگاه حاکم شد که ما یکی هستیم و باید همکاری خلاقانه را برگزینیم. حال افکار و مدیریت خود را بررسی کنیم و ببینیم در کدام عصر زندگی می‌کنیم.

وقتی دیدگاه ما نسبت به رقابت درست نباشد در نتیجه نوع برخوردهای ما مبتی بر «من» است، مبتنی بر اول شدن و بر اساس تعداد و کمیت است و نه کیفیت، در واقع مبتنی بر دیده شدن و ارضای کمبودهای روحی و روانی است و نه مبتنی بر موفق شدن به معنی واقعی و بر اساس اصول علمی است و یکی از آثار مخرب چنین دیدگاهی عدم پذیرفتن مسئولیت اجتماعی است. نمونه آن نحوه قیمت‌گذاری محصولات در صنعت موتورسیکلت است.

در نتیجه برای بهبود مدیریت باید جنبه‌های انسانی مدیریت را در تولید و خلق ثروت درنظر داشته باشیم تا بتوانیم با زیست‌بوم موتورسیکلت ارتباطات مفید برقرار کنیم و آینده درخشانی را برای خود و صنعت کشور بسازیم و همه این مسائل که بیان شد همان کارهایی است که انجمن صنعت موتورسیکلت ایران به عنوان یکی از متولیان صنفی در آن غفلت دارد و باید هر چه سریع‌تر روند خود را اصلاح کند و کارهای مورد نیاز را انجام دهد.

پایان پیام/

اگر به دنبال مطالب مفید هستید موفقیت شناسی را به شما معرفی می‌کنیم
منبع
موتورسیکلت نیوز
برای مشاهده کلیک کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا