
زن شاغلی در دفتر کار، هنگام همکاری با یکی از کارکنان و استفاده از رایانه، یادداشتبرداری میکند. کارآفرینان درونسازمانی برای یافتن فرصتها و اقدام بهموقع پیشقدم میشوند؛ ویژگیای که میتواند برای کسبوکارهای کوچک بسیار ارزشمند و موردنیاز باشد.
به گزارش کارآفرینی پرس به نقل از فوربس، در دنیای کسبوکار، معمولاً این کارآفرینان هستند که توجه و تحسین دیگران را به خود جلب میکنند. آنان به خطرپذیری، پیشگامی در نوآوری و تبدیل ایدههای کوچک به دستاوردهای بزرگ شهرت دارند. اما ترک یک شغل حقوقبگیری و راهاندازی شرکتی جدید، تنها راه ایجاد تأثیری چشمگیر در دنیای کسبوکار نیست.
برای برخی افراد، کارآفرینی درونسازمانی بهترین مسیر پیشِ روست. کارفرمایان به افرادی نیاز دارند که از درون سازمان نوآوری را پیش ببرند و توانایی بالایی در حل مسئله نشان دهند. از سوی دیگر، کارکنان نیز از ساختارهایی سود میبرند که به آنان امکان میدهد مسئولیت کار خود را بر عهده بگیرند و ایدههایشان را عملی کنند. بااینحال، کارآفرینی درونسازمانی موفق بهندرت اتفاقی رخ میدهد؛ برای دستیابی به بهترین نتایج شغلی، هم اقدام جدی از سوی کارمند لازم است و هم وجود نظامهای حمایتی درون سازمان.
کارآفرینی درونسازمانی چیست؟
کارآفرینی درونسازمانی زمانی رخ میدهد که یکی از کارکنان یک کسبوکار موجود، سیستمها، خدمات، محصولات یا فرصتهای تازهای را توسعه دهد و اجرا کند. به بیان سادهتر، به این افراد گفته نمیشود که هر کار را دقیقاً و مرحلهبهمرحله چگونه انجام دهند؛ بلکه اختیار دارند فرصتها را شناسایی کنند و برای بهرهگیری از آنها دست به اقدام بزنند.
این موضوع ممکن است در سطح فردی اتفاق بیفتد؛ برای مثال، کارمندی شیوهای بهتر یا کارآمدتر برای انجام وظایف خود ایجاد کند. شکل دیگر آن، کارآفرینی درونسازمانی در سطح شرکت است که دامنهای بسیار گستردهتر دارد و میتواند ابتکارعملهایی در سراسر سازمان را شامل شود. برای نمونه، هنگام استخدام افراد یا سپردن مسئولیتها به آنان، از خود بپرسید: آیا این شخص میتواند مالکیت و مسئولیت واقعی نقش خود را بپذیرد و بدون نیاز به راهنمایی مداوم، پیوسته خود را برای موفقیت بهتر سازد؟
چرا شرکتها به کارآفرینان درونسازمانی بیشتری نیاز دارند؟
هوش مصنوعی بسیاری از جنبههای دنیای کسبوکار را دگرگون میکند، اما کارآفرینان درونسازمانی بیش از هر زمان دیگری برای موفقیت شرکتها اهمیت دارند؛ بهویژه برای کسبوکارهای کوچکِ در حال رشد یا کسبوکارهای بسیار کوچک که ممکن است از نظر ظرفیت نیروی انسانی و عملیاتی محدودتر باشند.
در دنیای مبتنی بر هوش مصنوعی، دیگر نمیتوان صرفاً چرخدندهای در یک ماشین بود. شرکتها در عوض به افرادی نیاز دارند که مشتریان و عملیات کسبوکار را بهخوبی بشناسند و بر پایه این شناخت، فرصتهای تازه را شناسایی کنند. درواقع، مجمع جهانی اقتصاد پیشبینی میکند که کارفرمایان تا سال ۲۰۳۰ همچنان ارزش بیشتری برای تفکر خلاق در کارکنان قائل شوند.
هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین همه عواملی شود که ارزشآفرینی میکنند؛ برای مثال، نمیتواند جای فردی با ذهنیت کارآفرینانه را بگیرد. همچنین نمیتواند بهتنهایی روابط انسانیای را ایجاد و مدیریت کند که فرصتهای تازهای برای شرکت به همراه میآورند. هرچه تفکر کارآفرینانه در یک سازمان گستردهتر باشد، ترکیب آن با هوش مصنوعی میتواند به رشد بیشتری منجر شود.
مهارتهایی که یک کارآفرین درونسازمانی توانمند را میسازند
به باور من، هیچ تیپ شخصیتی واحدی وجود ندارد که لزوماً فردی را به کارآفرینی درونسازمانی مؤثر یا نامؤثر تبدیل کند. بااینحال، برخی مهارتهای تخصصی و متمایز معمولاً در کارکنان نوآور دیده میشوند.
انتهای پیام/

