شرکت‌های هوش مصنوعی، رشد متعارف کسب‌وکارها را شبیه به شکست جلوه می‌دهند؛ چرا باید با آهنگ رشد صنعت خود پیش رفت؟

هر صنعتی با ساعت خودش کار می‌کند. یاد بگیرید ساعت خود را بخوانید، پیش از آنکه اجازه دهید جدول درآمد شخص دیگری، برنامه‌ریزی شما را تعیین کند.

به گزارش کارآفرینی پرس، هر چند هفته یک‌بار، شرکت هوش مصنوعی دیگری نمودار درآمدی منتشر می‌کند که خط سیر آن تقریباً به‌صورت عمودی بالا می‌رود. شرکت «لاوبل»  در سپتامبر ۲۰۲۶ نرخ درآمد سالانه  خود را از ۵۰۰ میلیون دلار در ماه ژوئن، به بیش از ۶۰۰ میلیون دلار رساند. «کرسر»  نیز در اوایل ژوئن ۲۰۲۶ درآمد سالانه خود را از ۴ میلیارد دلار عبور داد؛ رقمی که دو برابر آمار ماه فوریه همان سال بود. سه سال پیش، چنین ارقامی غیرواقعی و ساختگی به نظر می‌رسیدند.

بنیان‌گذاران فعال در خارج از حوزه هوش مصنوعی، سنگینی این نمودارها را حس می‌کنند. یک تیم «فین‌تک» که در انتظار دریافت مجوز است، کم‌کم احساس کندی می‌کند؛ یا شرکتی در حوزه پرداخت که ماهانه ۶ درصد رشد دارد، این وضعیت را رکود می‌نامد. بدین ترتیب، برنامه‌ها بر اساس ریتم و آهنگی بازتنظیم می‌شوند که از ابتدا متعلق به آن‌ها نبوده است.

تصمیماتی که پس از این اتخاذ می‌شوند، معمولاً اشتباهند: شرکت‌ها پیش از شکل‌گیری تقاضای واقعی اقدام به استخدام می‌کنند، سرمایه‌گذاری‌هایی با شروطی جذب می‌کنند که در آینده توان رشد متناسب با آن را ندارند، یا درست پیش از آنکه بازار به نفعشان بچرخد، دست از کار می‌کشند.

سرعت هوش مصنوعی دلایل مشخصی دارد

ابزارهای کدنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی به دلایلی رشد سریع داشتند که قابل تعمیم به سایر حوزه‌ها نیست. محصول در تب مرورگر اجرا می‌شود. کاربر با کارت اعتباری پرداخت می‌کند، بنابراین هیچ چرخه خرید سازمانی پیچیده‌ای وجود ندارد. هیچ نهاد تنظیم‌گری (رگولاتوری) نیاز به تأیید آن ندارد. خریدار از قبل ماهیت کار — یعنی توسعه نرم‌افزار — را می‌شناسد و نتایج را ظرف چند دقیقه می‌بیند. همچنین با انتشار هر مدل جدید، محصول پیش از آنکه خود استارت‌آپ دست به تغییری بزند، بهتر می‌شود.

اگر این شرایط را کنار بگذارید، نمودار رشد هموار و مسطح می‌شود. بیشتر بخش‌ها حداقل با دو اهرم ترمز روبرو هستند: چرخه فروش طولانی، قوانین رگولاتوری (منبع تنظیم مقررات)، مشتریانی که نیازمند آموزش هستند، یا زنجیره تأمین فیزیکی. اگر سعی کنید سرعت شرکتی را الگوی خود قرار دهید که با هیچ‌یک از این ترمزها مواجه نیست، منابع مالی و «تمکن کاری» ۱۸ ماهه خود را ظرف ۹ ماه خواهید سوزاند.

دسته‌بندی‌های دیگر، ساعت‌های متفاوتی دارند

فین‌تک طبق زمان‌بندی نهادهای تنظیم‌گر (رگولاتوری) پیش می‌رود. شرکت «رولوت» که در سال ۲۰۱۵ تأسیس شد، نزدیک به دو سال را در بریتانیا با یک مجوز بانکی محدود و سقف پذیرش سپرده گذراند. این شرکت تازه در مارس ۲۰۲۶ فعالیت خود را به‌عنوان یک بانک کامل در بریتانیا آغاز کرد، در حالی که ۱۳ میلیون کاربر بریتانیایی از قبل روی این اپلیکیشن حضور داشتند. بدین ترتیب، یکی از سریع‌ترین شرکت‌های در حال رشد در اروپا همچنان مجبور بود منتظر پاسخ مثبت نهاد تنظیم‌گر بماند.

بانک‌های دیجیتال سنگاپور نیز الگوی مشابهی را در مقیاسی نزدیک‌تر نشان می‌دهند. «تراست بانک»  نخستین ماه سودآور خود را در مارس ۲۰۲۶ ثبت کرد؛ یعنی درست نیمی از مسیر را بیش از سه سال پس از راه‌اندازی پیمود. در مقابل، «جی‌ایکس‌اس بانک»  با پشتیبانی گِرَب و سینگ‌تل ، در سال مالی ۲۰۲۵ خسارتی معادل ۱۳۲ میلیون دلار سنگاپور ثبت کرد که بیش‌ترین میزان زیان در میان بانک‌های دیجیتال این شهر به شمار می‌رفت. یک بازار مشابه، اما منحنی‌های رشد بسیار متفاوت؛ و هر دو هنوز در مراحل ابتدایی هستند.

یک بانک پیش از آنکه مدل اقتصادی‌اش به ثمر بنشیند، باید سپرده جذب کند، سبد وام ایجاد کند و کیفیت اعتباری خود را در یک چرخه کامل به اثبات برساند. هیچ‌یک از این مراحل فقط به این دلیل که رقیبی در بخش دیگر محصولش را سریع‌تر عرضه کرده، فشرده و کوتاه‌تر نمی‌شود. سرعت بعداً خود را نشان می‌دهد؛ یعنی درست زمانی که اعتماد و ترازنامه مالی تثبیت شده باشد.

مدیرعامل «تراست بانک» نتیجه به دست آمده در ماه مارس را حاصل سال‌ها اجرای منظم و دقیق برنامه‌ها توصیف کرد. این همان تصویری است که «ساعت درست» از درون نشان می‌دهد: دوره‌هایی طولانی از تلاش‌های مداوم و دور از جنجال، و سپس ماهی که در آن آمار و ارقام به یک‌باره تغییر می‌کنند.

منحنی رشد دسته‌بندی خود را ترسیم کنید

بنیان‌گذاران تمایل دارند کسب‌وکار خود را با هر شرکتی که در آن فصل بیشترین سر و صدا را به پا کرده، مقایسه و ارزیابی کنند. اما معیار سنجش بهتر، شرکت‌هایی هستند که پیش از شما در همان دسته‌بندی و حوزه کاری مسیر را طی کرده‌اند. سه مورد از آن‌ها را انتخاب کنید؛ بررسی کنید که هر کدام چند سال طول کشیده تا به نخستین درآمد ۱ میلیون دلاری، اولین جذب سرمایه نهادی (مؤسسه‌ای) و نخستین سال سودآوری خود برسند. بخش عمده‌ای از این اطلاعات در اسناد عرضه عمومی اولیه ، اخبار جذب سرمایه و مصاحبه‌های بنیان‌گذاران به‌صورت عمومی در دسترس است.

سپس بررسی کنید چه عواملی کنترل‌کننده سرعت در بازار شما هستند. چقدر زمان میان اولین جلسه تا امضای قرارداد فاصله است؟ چه اشخاص یا نهادهای دیگری باید پاسخ مثبت بدهند: یک نهاد تنظیم‌گر (رگولاتور)، یک تیم انطباق قوانین (کامپلاینس)، یا یک بانک همکار؟ خریدار هر چند وقت یک‌بار چنین تصمیمی می‌گیرد؟ شرکتی که متکی بر بودجه‌های سالانه فروش دارد، در هر سال تنها یک شانس واقعی برای هر مشتری خواهد داشت. این همان «ساعت» شماست و برنامه کاری‌تان باید طبق ریتم آن پیش برود.

این رویکرد، گفتگو با سرمایه‌گذاران را نیز تغییر می‌دهد. اگر هیئت‌مدیره یک شرکت فین‌تک انتشارات رشدی از جنس هوش مصنوعی داشته باشد، حدود ماه چهاردهم یک نفر ناامید خواهد شد. منحنی رشد مربوط به دسته‌بندی خود را همراه با نمونه‌های مشابهِ قابل قیاس، از همان ابتدا در برابر آن‌ها بگذارید تا عملکرد شما بر اساس خط‌کش و معیار درست سنجیده شود.

انگیزه داشتن در یک مسیر طولانی

منحنی‌های رشد طولانی برای روحیه تیم‌ها دشوار و طاقت‌فرسا هستند؛ چرا که نقاط عطف ملموس و قابل مشاهده با فاصله‌های زیادی از هم قرار دارند. زمانی که شبکه‌های اجتماعی و آگهی‌های خبری شما پر از داستان‌های موفقیتِ هشت‌ماهه است، شکاف میان میزان تلاش شما و میزان پیشرفت واقعی‌تان، به‌تدریج حسی شخصی و فرسایش‌دهنده پیدا می‌کند.

راه چاره این است که بدون تظاهر به کوتاه‌تر بودن منحنی، چرخه بازخورد را کوتاه‌تر کنید. دو یا سه شاخص عددی را انتخاب کنید که تیم شما بر آن‌ها کنترل دارد و می‌تواند ظرف یک هفته آن‌ها را تغییر دهد: تعداد جلسات کشف نیاز  رزروشده، نرخ ماندگاری کاربران در بازه ۳۰ روزه ، یا زمان طی‌شده از ثبت‌نام تا دریافت نخستین ارزش. این آمارها را هر دوشنبه بررسی کنید. وقتی این ارقام رشد می‌کنند، شما در حال پیشرفت واقعی هستید، حتی اگر درآمدتان با سرعت مخصوص به دسته‌بندی صنعت خود پیش برود.

همچنین نام‌گذاری و مشخص کردن «نقطه چرخش» منحنی کمک‌کننده است. هر منحنی طولانی، نقطه‌ای دارد که شیب آن تندتر می‌شود: اعطای یک مجوز، امضای یک قرارداد توزیع، یا رد شدن از یک آستانه هزینه‌ای. مشخص کنید که نقطه چرخش شما چیست و چگونه متوجه نزدیک شدن به آن می‌شوید. تیمی که بداند منتظر چیست، می‌تواند زمان زیادی صبوری کند؛ اما تیمی که صرفاً در حال انتظار کشیدن است، در نهایت تسلیم می‌شود.

دفعه بعدی که نمودار درآمدی یک شرکت هوش مصنوعی در شبکه‌های اجتماعی شما ظاهر شد، پیش از آنکه اجازه دهید برنامه‌ریزی‌تان را تحت تأثیر قرار دهد، بشمارید که چه تعداد از شرایط آن شرکت با شما مشترک است. اگر پاسخ «صفر» بود، تب مرورگر را ببندید و به مسیر و منحنی رشد خودتان بازگردید.

نکات کلیدی:

  • خودتان را با نمودار رشد هوش مصنوعی مقایسه نکنید: شرکت‌های هوش مصنوعی غالباً از چرخه‌های فروش به‌طور غیرعادی کوتاه، مقررات ناچیز و پذیرش فوری محصول بهره می‌برند؛ شرایطی که در اکثر صنایع وجود ندارد.
  • شرکت‌های هم‌رده خود را مطالعه کنید: شرکت‌های دسته‌بندی خود را بررسی کنید تا جدول زمانی واقع‌بینانه‌ای ترسیم کنید، و سپس انتظارات سرمایه‌گذاران و برنامه‌های داخلی خود را بر اساس همان روند تنظیم نمایید.
  • شاخص‌های کوتاه‌مدت و نقاط عطف را زیر نظر بگیرید: معیارهای کوتاه‌مدتی را که تیم شما می‌تواند به‌صورت هفتگی روی آن‌ها تأثیر بگذارد، ردیابی کنید و در عین حال، نقطه عطف خاصی را که می‌تواند رشد را تسریع ببخشد — مانند یک مجوز، شراکت یا آستانه هزینه‌ای — شناسایی نمایید.
  • نوشته‌شده توسط ویل فن (Will Fan)
  • ویرایش‌شده توسط چلسی براون (Chelsea Brown)

انتهای پیام/

کارآفرینی پرس را نصب کنید؛ فرصت‌ها را از دست ندهید
خبرنگار
رضا بازگیر
منبع
Entrepreneur

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا