چگونه «ترس از حرفزدن» در فضای امروز میتواند جلوی «نوآوری» را بگیرد

اگر در محل کار، در میانهی جمله چیزی به کسی نمیگویید، تنها نیستید. امروزه مردم قبل از اینکه دربارهی فیلم، فعالیت آخر هفته یا حتی یک سرگرمی سوال کنند، خوب فکر میکنند. چیزی که زمانی مکالمهای معمولی به نظر میرسید، حالا ممکن است به عنوان نشانهای از سیاست، مذهب یا باورهای شخصی تلقی شود. در اوایل دوران کاری من، توصیه میشد که از بحث دربارهی سیاست و مذهب در محل کار پرهیز کنید. اما اکنون فهرست موضوعات ممنوعه بیپایان به نظر میرسد. این حس که نمیتوانید چیزی بگویید، به دنیای کسب و کار نیز سرایت کرده است. خودسانسوری زیادی وجود دارد و این موضوع بر جلسات، پروژهها و جلسات طوفان فکری تأثیر میگذارد و به نوآوری آسیب میزند. اگر نتوانیم خارج از محل کار با یکدیگر صحبت کنیم، چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که در محل کار به خوبی ارتباط برقرار کنیم، ایدههای جدید پیشنهاد دهیم و سوال بپرسیم؟ این مشکلی است که اکنون هر شرکتی با آن مواجه است. با این حال، اقداماتی وجود دارد که میتوان در این زمینه انجام داد.
به گزارش پایگاه خبری کارآفرینی پرس، دکتر دایان همیلتون متخصص کنجکاوی در بهبود تعامل، نوآوری و بهرهوری در یادداشتی نوشت:چگونه ترس از ابراز عقیده بر نوآوری تأثیر میگذارد؟
ایدههای نوآورانه از افرادی سرچشمه میگیرند که آزادانه و رک صحبت میکنند. هر پیشرفتی، چه طراحی یک محصول جدید باشد و چه تنظیم یک فرآیند، با پرسیدن سوالی توسط کسی آغاز میشود که دیگران به آن توجه نکردهاند. ترس از ابراز نظرات به این فرآیند آسیب میزند. کارمندان به جای ارائه دیدگاههای جدید، سکوت میکنند. رهبران اغلب این سکوت را با اجماع اشتباه میگیرند، اما در واقع، این سکوت معمولاً به این معناست که افراد ایدههای واقعی خود را برای خودشان نگه میدارند.
چیزی که این موضوع را بهطور خاص آسیبزا میکند، زمانبندی آن است، زیرا فناوری هوش مصنوعی به سرعت در حال تغییر است. در این شرایط، نوآوری اختیاری نیست. بنابراین، وقتی کارمندان از صحبت کردن دست میکشند، سازمانها همان کنجکاوی را که به آنها کمک میکند تا سازگار شوند، از دست میدهند.
چرا نوآوری وقتی کارمندان سکوت میکنند، آسیب میبیند؟
سکوت هزینهی فرصت دارد. پروژهها زمانی بیشتر شکست میخورند که هیچکس در مورد ریسکها احساس امنیت نکند. ناکارآمدیها کشف نمیشوند زیرا کارمندان فرض میکنند که مطرح کردن آنها ارزش دردسر ندارد یا بدتر از آن، هیچکس نمیخواهد در مورد آنها چیزی بشنود. نوآوری از بین میرود زیرا آنها معتقدند که سکوت کردن امنتر است.
عادتهایی که افراد در خارج از محیط کار شکل میدهند، این سکوت را تقویت میکنند. در رسانههای اجتماعی یا در بحثهای عمومی دوقطبی، یک کلمه اشتباه میتواند منجر به انتقادی شود که دائمی به نظر میرسد. ترولها و حتی افرادی که نیت خوبی دارند، مردم را در به اشتراک گذاشتن بینشهایشان مردد کردهاند. کارمندان این ترس را به محیط کار نیز منتقل میکنند. اگر در دنیای واقعی صحبت کردن آزادانه غیرممکن به نظر برسد، سکوت در محل کار مانند یک محافظت از خود به نظر میرسد. اما بهای این محافظت میتواند شانس یک شرکت برای نوآوری را از بین ببرد.
چگونه رهبران میتوانند با کاهش ترس، نوآوری را پیش ببرند
رهبران نمیتوانند فضای کلی را کنترل کنند، اما میتوانند محیطهای کاری را به گونهای طراحی کنند که به شیوهای متفاوت عمل کنند. دلیل اینکه حل این مشکل در محل کار امکانپذیر است، این است که کار، برخلاف دنیای واقعی، یک محیط کنترلشده است. بر خلاف رسانههای اجتماعی، سازمانها میتوانند انتظارات روشنی تعیین کنند، گفتگوی محترمانه را الگو قرار دهند و سیستمهایی ایجاد کنند که صحبت کردن را ایمنتر کند. این بیشتر شبیه به نحوهای است که خانوادهها فضایی برای ایجاد صداقت و ارتباط خوب فراهم میکنند. آنچه میتوانید در خانه بگویید احتمالاً با آنچه در خارج از خانه راحت میگویید، بسیار متفاوت است.
نوآوری زمانی امکانپذیر است که رهبران عمداً کنجکاوی را دعوت کنند. پرسیدن سوالات باز در ابتدای جلسات نشان میدهد که انتظار اکتشاف وجود دارد. گوش دادن بدون وقفه نشان میدهد که ایدهها حتی اگر کامل نباشند، مورد استقبال قرار میگیرند. پذیرش عدم قطعیت نشان میدهد که هیچکس، حتی یک رهبر، همه پاسخها را ندارد. این رفتارهای کوچک اما قابل مشاهده فضایی را ایجاد میکنند که در آن کارمندان ریسک میکنند تا ایدههای خود را به اشتراک بگذارند و سوال بپرسند.
متأسفانه، این محیط همیشه نمیتواند در خارج از محل کار تکرار شود. رسانههای اجتماعی و کانالهای خبری با درگیری و خشم رونق میگیرند، در حالی که محیطهای کاری زمانی شکوفا میشوند که افراد احساس امنیت کنند و مشارکت نمایند. رهبران نمیتوانند دنیای واقعی را تغییر دهند، اما میتوانند محیط کار را به فضایی امن تبدیل کنند. با تبدیل محل کار به یکی از معدود فضاهایی که گفتگوی محترمانه در آن محافظت میشود، شرکتها به عنوان مکانهایی که افراد تمایل دارند در آن مشارکت کنند، برجسته میشوند.
فرهنگ کنجکاوی چه تأثیری بر نوآوری دارد
کنجکاوی میتواند بر ترس غلبه کند، زیرا لحن مکالمات را از قضاوت به کاوش تغییر میدهد. کارمندان به جای تمرکز بر آنچه ممکن است در صورت صحبت کردن اشتباه پیش برود، بر آنچه میتوانند یاد بگیرند، تمرکز میکنند. کنجکاوی همچنین به عنوان یک ضربهگیر برای مکالمات دشوار عمل میکند. بیان جملهای مانند «من کنجکاوم که بدانم شما این موضوع را چگونه میبینید» احساس امنیت بیشتری نسبت به مخالفت صریح ایجاد میکند. این تغییر ساده، امکان برقراری ارتباطی را فراهم میآورد که در غیر این صورت ترس مانع آن میشد.
فرهنگ کنجکاوی زمانی شکل میگیرد که رهبران به پرسشها به اندازه پاسخها اهمیت میدهند. کارمندانی که احتمالات متفکرانه را مطرح میکنند باید مورد تقدیر قرار گیرند، نه اینکه نادیده گرفته شوند و قطعاً نباید مورد انتقاد قرار گیرند. به تیمها باید زمان کافی داده شود تا قبل از تصمیمگیریهای شتابزده، گزینهها را بررسی کنند. رهبران با گنجاندن کنجکاوی در برنامههای روزانه، در برابر ترس انعطافپذیری ایجاد میکنند. با گذشت زمان، کارمندان محیط کار را امنتر از دنیای بیرون میبینند، جایی که ایدههایشان مجازات نمیشوند و اگر به شیوهای محترمانه ارائه شوند، ارزشمند خواهند بود.
چگونه با رفتارهای تهاجمی در محل کار برخورد کنیم بدون اینکه نوآوری را از بین ببریم
یکی از بزرگترین چالشهایی که رهبران با آن مواجه هستند، زمانی است که کارمندان عادتهای دنیای بیرون را به محیط کار میآورند. اگر افراد مانند ترولهایی که بر فضاهای آنلاین تسلط دارند رفتار کنند، دیگران را ساکت کنند، ایدهها را رد کنند یا به افراد حمله کنند، این میتواند اعتماد را از بین ببرد و همکاران را برای مشارکت بیشتر مردد کند. رهبران نمیتوانند این رفتار را نادیده بگیرند، اما همچنین نمیتوانند اجازه دهند ترس از نظرات مخالف، گفتگو را به طور کلی متوقف کند.
نکته کلیدی، تعیین هنجارهای روشن است. رهبران باید این نکته را تثبیت کنند که ایدهها میتوانند به شدت مورد بحث قرار گیرند، اما باید با افراد با احترام رفتار شود. وقتی کسی از خط قرمز عبور میکند، باید مستقیماً به آن رسیدگی شود و نه اینکه نادیده گرفته شود. این اقدامی است که در رسانههای اجتماعی معمولاً رخ نمیدهد؛ حداقل اغلب به شیوهای محترمانه اتفاق نمیافتد. رهبران میتوانند با پرسیدن سوالات کاوشگرانه، مکالمات را به سمت کنجکاوی هدایت کنند و اجازه ندهند حملات شخصی بدون مجازات بمانند. این رویکرد سیگنالی ارسال میکند که اختلاف نظر سالم است، اما ساکت کردن افراد تحمل نمیشود. با تقویت مداوم این رویکرد، کارمندان یاد میگیرند که کنجکاوی، نه خصومت، نوآوری را هدایت میکند.
چگونه با غلبه بر ترس از ابراز عقیده، نوآوری را بازیابی کنیم؟
احیای نوآوری نیازمند ثبات است. ترس پس از یک کارگاه یا جلسه آموزشی از بین نمیرود. این ترس زمانی بهبود مییابد که کارمندان بارها تجربه کنند که به اشتراک گذاشتن یک نظر منجر به احترام میشود. برای این منظور، لازم است سیستمهایی ایجاد شود که گفتگو را تشویق کنند؛ مانند جلسات بازخورد منظم، فرصتهای همکاری بین بخشی و ارزیابیهای رهبری که میزان موفقیت مدیران در دعوت به مشارکت را میسنجد.
نکته کلیدی این است که به کارمندان نشان دهیم محیط کار میتواند با دنیای بیرون متفاوت باشد. در رسانههای اجتماعی، یک نظر ممکن است به انتقاد تبدیل شود، اما در محل کار، رهبران میتوانند اطمینان حاصل کنند که نظرات با کنجکاوی و احترام پذیرفته میشوند. به همین دلیل، حل مشکلات در داخل سازمانها امکانپذیر است. وقتی کارمندان محیط کار را به عنوان فضایی میبینند که در آن ایدههایشان تشویق میشود، دوباره شروع به صحبت میکنند و این امر منجر به نوآوری خواهد شد.
چگونه ترس از ابراز عقیده، آینده نوآوری را شکل میدهد
ممکن است دنیای بیرون همچنان دچار تفرقه و انتقاد باشد، اما محیطهای کاری نباید این وضعیت را منعکس کنند. رهبرانی که کنجکاوی را بخش اصلی فرهنگ خود قرار میدهند، به کارکنان مکانی امن برای کاوش ایدهها میدهند. این ایمنی، پایه و اساس نوآوری است. سازمانهایی که هزینه سکوت را شناسایی کرده و برای کاهش ترس اقدام میکنند، سریعتر سازگار میشوند و استعدادهایی را جذب میکنند که برای گشودگی ارزش قائلاند. کسانی که این مشکل را نادیده میگیرند، در معرض خطر تبدیل شدن به مکانهایی هستند که خلاقیت در آنها میمیرد.
سازمانها افرادی را استخدام میکنند که با فرهنگ آنها مطابقت دارند و این باعث میشود محیط آنها با دنیای بیرون متفاوت باشد. به همین دلیل، رهبران میتوانند اطمینان حاصل کنند که فرهنگی ایجاد میکنند که در آن ترس، کارکنانشان را ساکت نکند. رهبران با ایجاد ساختارهای کنجکاوی و احترام، میتوانند نوآوری را احیا کرده و فرهنگهایی بسازند که در آنها ایدهها رشد کنند.
انتهای پیام/



