
هفت جایزه دهمین جشنواره امینالضرب به هشت کارآفرینی رسید که دههها میان مصادره، جنگ، تحریم و بیثباتی اقتصادی برای زنده نگهداشتن بنگاههایشان تلاش کردهاند؛ آنها روی صحنه نه از متراژ کارخانهها و ارزش داراییهایشان، بلکه از تعداد نیروهایی گفتند که بزرگترین سرمایهشان بودند؛ سرمایههای انسانی که حفظشان به ثبات، اعتماد و امکان برنامهریزی نیاز دارد.
به گزارش کارآفرینی پرس، دهمین دوره جشنواره کارآفرینی امینالضرب، پس از چند ماه تأخیر، شامگاه شنبه ۲۱ شهریورماه ۱۴۰۵ در تالار وحدت برگزار شد. در این مراسم، هفت جایزه به هشت چهره بخش خصوصی اهدا شد: ابراهیم و کاظم نصیری از صنایع لبنی، حمید کشاورز از صنعت قطعهسازی خودرو، فردین عالیزاد از صنایع غذایی، گودرز حکیمینژاد از صنعت لوازم خانگی، علیرضا جنتی از صنعت ساختمان و تأسیسات، مریم زاهد از صنعت کشاورزی و طیور و ناصر ریاحی از صنعت دارو و سلامت. البته نام و تصویر حسین اسعدی، بنیانگذار گروه صنعتی مزمز، در ویژهنامه صدوچهلودومین سال تأسیس اتاق تهران بهعنوان دارنده تندیس، نشان و لوح امینالضرب آمده است، اما نام او در مراسم و اخبار منتشرشده اتاق تهران میان برگزیدگان نیامد و جایزهای نیز به او اهدا نشد. این دوره نیز برخلاف برخی دورههای گذشته، نمایندهای میان برگزیدگان در تجارت الکترونیک، اقتصاد پلتفرمی و کسبوکارهای دیجیتال نداشت و ترکیب انتخابها همچنان بر صنایع باسابقه، بنگاههای خانوادگی و اشتغال گسترده متمرکز بود؛ غیبتی که نشان میدهد بخش نوآور اقتصاد هنوز در مهمترین آیین تقدیر بخش خصوصی، جایگاهی متناسب با نقش روبهرشد خود پیدا نکرده است.
این دوره ابتدا قرار بود اسفندماه ۱۴۰۴ برگزار شود، اما وقوع جنگ، آن را به شهریورماه ۱۴۰۵ موکول کرد؛ وقفهای که فضای مراسم را نیز تغییر داده بود. جشنوارهای که در دورههای گذشته بیشتر به روایت توسعه بنگاهها و مسیر رشد کارآفرینان میپرداخت، این بار به محلی برای صحبت از تابآوری بخش خصوصی در دوران جنگ، آسیب سرمایهها، کاهش قدرت خرید، مهاجرت نیروی انسانی و دشوارترشدن امکان توسعه تبدیل شد. تقریباً همه برگزیدگان، مستقل از صنعتی که در آن فعالیت میکردند، از یک خواسته مشترک سخن گفتند: ثبات، اعتماد، تصمیمهای قابل پیشبینی و فراهمشدن امکان حفظ نیروی انسانی و ادامه سرمایهگذاری در ایران.
نجفیعرب: اقتصاد زمان جنگ را نمیتوان با قوانین زمان صلح اداره کرد
محمود نجفیعرب، رئیس اتاق بازرگانی تهران، در ابتدای مراسم گفت تصمیم به برگزاری جشنواره در شرایط کنونی، برای پاسداشت عملکرد بخش خصوصی در دوران جنگ گرفته شده است. به گفته او، بخش خصوصی در روزهای جنگ و پس از آن ایستاد و اجازه نداد کشور در تأمین کالاهای اساسی با مشکل جدی مواجه شود.
او توضیح داد که بسیاری از بنگاهها با وجود فشارهای اقتصادی، برای جلوگیری از تعدیل نیرو و حفظ فعالیت خود تلاش کردند. از نگاه نجفیعرب، دهمین جشنواره امینالضرب فقط مراسم تقدیر از چند کارآفرین نبود، بلکه گردهمایی برای پاسداشت ایستادگی و رنجهایی بود که طی این مدت بر بخش خصوصی تحمیل شد.
او مهمترین خواسته بخش خصوصی را درک شرایط جدید از سوی سیاستگذاران دانست و تأکید کرد: «نمیتوان با همان قوانین و مقررات زمان صلح، در زمان جنگ نیز اقتصاد کشور را با همان شیوه اداره کرد.»
۵۳ میلیارد تومان کمک برای درمان بیماران خاص در سال ۱۴۰۴
در بخش دیگری از مراسم، فعالیت بیمارستان بازرگانان بهعنوان یکی از نمودهای مسئولیت اجتماعی اتاق تهران مرور شد. این بیمارستان در سال ۱۳۲۸ تأسیس شد، اما پس از انقلاب، مدیریت آن تغییر کرد و کیفیت و گستره خدماتش کاهش یافت. در سال ۱۳۹۵ مدیریت بیمارستان دوباره به اتاق بازرگانی تهران واگذار شد و از آن زمان، بازسازی و توسعه آن در دستور کار قرار گرفت.
بهزاد کلانتری، رئیس بیمارستان بازرگانان، اعلام کرد طی سالهای گذشته حدود ۶۵۰ میلیارد تومان برای ساختوساز، تجهیز و توسعه بیمارستان هزینه شده است. از این رقم، حدود ۳۰۰ میلیارد تومان را اتاق بازرگانی تهران و ۱۵۴ میلیارد تومان را نیکوکاران تأمین کردهاند و بخش دیگری از هزینهها نیز از محل منابع بیمارستان پرداخت شده است.
بیمارستان بازرگانان در سال ۱۴۰۴ حدود ۵۳ میلیارد تومان برای کمک به درمان بیماران، بهویژه بیماران خاص و مبتلا به سرطان، هزینه کرده است. این رقم فقط در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵ به ۴۳ میلیارد تومان رسیده و پیشبینی میشود تا پایان سال افزایش قابلتوجهی پیدا کند. کلانتری توضیح داد که هدف از بازسازی بیمارستان، بازگرداندن آن به مأموریت اولیهاش در حوزه مسئولیت اجتماعی بوده است.
از ۱۵۰۰ شرکت تا هفت جایزه
در فرایند انتخاب برگزیدگان دهمین جشنواره امینالضرب، حدود ۱۵۰۰ شرکت معتبر از طریق فراخوان عمومی و معرفی اتاقهای بازرگانی سراسر کشور مورد بررسی قرار گرفتند. سابقه فعالیت، عضویت بنیانگذاران در تشکلها، میزان و رشد صادرات، گستردگی بازار و ماندگاری در بازارهای هدف ازجمله شاخصهای ارزیابی بود.
در مراحل بعد، فهرست نامزدها ابتدا به ۱۰۰ و سپس به ۳۰ شرکت کاهش یافت. پرونده این شرکتها در اختیار هیئت داورانی قرار گرفت که بخش بزرگی از آنان برگزیدگان دورههای گذشته جشنواره امینالضرب بودند. در نهایت، هفت انتخاب به مرحله پایانی رسید و از هشت کارآفرین تقدیر شد.
وقتی بخش اهدای جوایز آغاز شد، آنچه روی صحنه آمد فقط فهرستی از کارخانهها و آمار اشتغال نبود. هر نام، روایت خانوادهای بود که یک کسبوکار را آغاز کرده، از دست داده، دوباره ساخته یا به نسل بعد سپرده بود؛ روایتهایی از ماندن در اقتصادی که مسیر بنگاهداری در آن کمتر خطی و قابل پیشبینی بوده است.
برادران نصیری؛ روایتی از ۶۵ سال درستکاری و پشتکار
نخستین روایت به دو برادر از شیراز اختصاص داشت؛ ابراهیم و کاظم نصیری، بنیانگذاران گروه صنعتی دلتا و صنایع لبنی رامک. آنها فعالیت خود را از کسبوکار خانوادگی پدرشان در حوزه بازرگانی آغاز کردند و پس از کسب تجربه در تجارت، در دهه ۱۳۶۰ وارد صنعت لبنیات شدند.
کارخانه رامک در دهه ۱۳۷۰ فعالیت خود را با تولید پنیر آغاز کرد و بهمرور محصولاتی مانند شیر، دوغ، خامه، ماست و کشک را به سبد تولیدات خود افزود. این مجموعه اکنون روزانه حدود ۷۰۰ تن شیر دریافت میکند، بیش از ۱۲۰ محصول دارد و محصولاتش از طریق شبکهای شامل حدود ۸۰ هزار فروشگاه در سراسر کشور عرضه میشود.
کاظم نصیری که به نمایندگی از دو برادر در مراسم حضور داشت، پس از دریافت جایزه گفت: «حدود ۶۵ سال است که مشغول کاریم و به لطف خدا با درستکاری، پشتکار و نظم در کار توانستهایم این مسیر را ادامه دهیم. امیدوارم جوانان نیز بتوانند با همین اصول، راه خود را پیدا کنند.»
حمید کشاورز؛ شرکتی که از یک کارگاه کوچک به یکی از بزرگترین قطعهسازان کشور رسید
روایت دوم از خیابان شکوفه تهران آغاز شد؛ جایی که یک کارگاه کوچک تولید قطعات لوازم خانگی و تجهیزات مخابراتی، به نقطه شروع یکی از بزرگترین شرکتهای قطعهسازی ایران تبدیل شد.
حمید کشاورز همراه محمد علیپور فعالیت حرفهای خود را با تأسیس این کارگاه آغاز کرد. کروز از اواخر دهه ۱۳۶۰ وارد صنعت خودرو شد و در دهههای بعد به یکی از تأمینکنندگان اصلی قطعات مورد نیاز خودروسازان کشور تبدیل شد.
این گروه صنعتی اکنون چهار کارخانه دارد و حدود ۳۰ درصد قطعات مورد نیاز صنعت خودروی کشور را تأمین میکند. بیش از ۱۳ هزار نفر در کروز بهصورت مستقیم مشغول کارند و حدود ۱۰ هزار نفر از کارکنان این مجموعه را زنان تشکیل میدهند.
کشاورز پس از دریافت تندیس و نشان امینالضرب، از تجربه متفاوت مدیریت یک شرکت خصوصی و حضور در مدیریت شرکتهای سهامی عام گفت: «کاری که من همراه همکارم محمد علیپور از یک کارگاه کوچک آغاز کردم، در ۴۵ سال گذشته به مجموعهای با هزاران نیروی انسانی تبدیل شده است. تجربه کاری من را میتوان به دو بخش تقسیم کرد؛ دورهای که بهعنوان یک شرکت خصوصی سهامی خاص فعالیت میکردیم و تجربه دوم که از سال ۱۳۹۵، با ورود به مدیریت شرکتهای سهامی عام، آغاز شد. تجربه من در ده سال گذشته کاملاً متفاوت بوده است. اداره شرکتهای سهامی عام در فضای اقتصادی کشور پیچیدگیهای بسیار زیادی دارد. حضور ما در ایرانخودرو و مواجهه مستقیم با این پیچیدگیها، دلایل عدم موفقیت کشور در مسیر توسعه را روزبهروز برای من روشنتر کرده است. متأسفانه داستان کارآفرینان در کشور ما با گذشته تفاوت چندانی نکرده است. هنوز این درک در حکومتها، اعم از قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی، بهطور کامل شکل نگرفته است که وجود یک کارآفرین بزرگ و یک شرکت بزرگ برای توسعه کشور ضرورت دارد.»
او ادامه داد: «برای کشوری مانند ایران که با کمبود آب مواجه است، داشتن یک شرکت در مقیاس جهانی حتی از آب نیز مهمتر است؛ زیرا چنین شرکتی برای کشور ثروت، فناوری، اشتغال و امنیت ایجاد میکند. بااینحال، شرکتهای بزرگ معمولاً بهعنوان یک نگرانی امنیتی دیده میشوند؛ درحالیکه یک شرکت بزرگ و موفق، خود عین امنیت است. ادامه این نگاه باعث شده ایران برای بسیاری از فرزندان باهوشش فقط به یک سکوی پرتاب تبدیل شود. آنها در اینجا تجربه به دست میآورند، درآمد کسب میکنند و بعد سرمایه و توان خود را به جای دیگری میبرند. یکی از دوستان تعبیری داشت که همیشه در ذهن من مانده است. میگفت ایران برای افراد باهوش شبیه درختی پر از سکههای طلاست، اما زیر این درخت یک بمب ساعتی قرار دارد. فرد باید سکهها را جمع کند و پیش از انفجار بمب از آنجا دور شود. چنین نگرشی در بیش از یکصد سال گذشته اجازه نداده است ما مسیر توسعه پایدار را طی کنیم؛ چون امنیت و اطمینان لازم برای ماندن و سرمایهگذاری شکل نگرفته است.»
کشاورز بیان کرد: «با وجود همه این شرایط، توصیه من به جوانان این است که وارد میدان شوند. باید باور داشته باشند هیچ جایی در دنیا برای آنها مانند ایران نیست. اینجا وطن ماست و باید برای آن تلاش و مبارزه کنیم. جوانان نباید از مشکلات بترسند. فرهنگ ما بخشهایی ضدتوسعه دارد و این فرهنگ زمانی تغییر میکند که خود ما وارد میدان شویم و برای اصلاح آن تلاش کنیم. در اینجا از رئیس اتاق تهران نیز تشکر میکنم که در مواجهه با دولت و حاکمیت با صراحت میگوید یک تصمیم اشتباه است. امروز، همانطور که گفته شد، ما در شرایط جنگی قرار داریم و وضعیت کشور متفاوت شده است.»
او در پایان گفت: «اکنون یکی از بزرگترین بحرانهای بنگاهها، حفظ نیروهای انسانی است. مسئله فقط تولید یا فروش نیست؛ باید بتوانیم نیروهای متخصص را نگه داریم و برای آنها امکان ادامه فعالیت و امید به آینده ایجاد کنیم. با همه این دشواریها، من اطمینان دارم موفق خواهیم شد و کشور از این وضعیت عبور خواهد کرد. ایران کشور مهمی است و ظرفیتهای بزرگی دارد. باید به این ظرفیتها باور داشته باشیم و برای شکوفاشدن آنها تلاش کنیم.»
فردین عالیزاد؛ شروع دوباره پس از مصادره
روایت سوم، داستان خانوادهای بود که پس از مصادره نخستین کارخانهاش، فعالیت صنعتی را متوقف نکرد. خانواده عالیزاد از پیشگامان تولید صنعتی شکلات در ایران بود، اما کارخانه آنها پس از انقلاب مصادره شد. آنها با سرمایهای محدود کار را دوباره آغاز کردند و با همکاری یک شرکت دانمارکی به تولید آبمیوه وارد شدند؛ مسیری که بعدها به شکلگیری و توسعه سنایچ انجامید.
فردین عالیزاد، رئیس هیئتمدیره مجموعه سنایچ و نماینده نسل سوم این خانواده، یکی دیگر از دریافتکنندگان نشان امینالضرب بود. مجموعه تحت مدیریت او با تولید آبمیوه، کنسانتره، کیک، پودر ژله و دسر توسعه یافته و اکنون حدود ۱۶۵۰ نفر در گروه صنعتی عالیفرد مشغول کارند.
عالیزاد پس از دریافت نشان، کیفیت و کمنکردن از استاندارد محصول را از عوامل ماندگاری این خانواده دانست و گفت: «باید به کیفیت کار اهمیت بدهیم و از کیفیت کم نکنیم. جوانان بسیار بااستعدادی داریم، اما ضعف اقتصاد اجازه نداده است همه ظرفیت آنها شکوفا شود و به همین دلیل فرصتهای بزرگی را از دست میدهیم.»
گودرز حکیمینژاد؛ اعتبار صنعتی که به نسل سوم رسید
روایت بعدی به کارخانهای تعلق داشت که فعالیتش را با تولید ظروف لعابی آغاز کرد و پس از شش دهه، نامش با کولر آبی و لوازم خانگی ایرانی گره خورده است.
گودرز حکیمینژاد، بنیانگذار آبسال، بیش از ۶۰ سال در مدیریت و توسعه این مجموعه نقش داشته است. فعالیت خانواده حکیمینژاد به تأسیس کارخانه لعابی ایران در سال ۱۳۳۵ بازمیگردد. این کارخانه ابتدا محصولاتی مانند بشقاب و قوری تولید میکرد و سپس به تولید اجاقگاز، بخاری، آبگرمکن و کولر آبی وارد شد.
آبسال امروز بیش از ۸۳۰ نیروی انسانی دارد و مدیریت اجرایی آن به نسل سوم خانواده سپرده شده است. حکیمینژاد بهدلیل بیماری نتوانست در مراسم حضور پیدا کند و نماینده او نشان امینالضرب را دریافت کرد.
در سخنانی که از طرف این مجموعه ارائه شد، تجربه پیشکسوتان یک سرمایه ملی توصیف شد و گفته شد: «ما از پیشکسوتان فقط دانش فنی نمیآموزیم؛ از آنها یاد میگیریم چگونه در شرایط سخت دوام بیاوریم، شکست را به موفقیت تبدیل کنیم و کیفیت و اعتبار یک نام را حفظ کنیم. تجربه کسی که ۵۰ یا ۶۰ سال در صنعت فعالیت کرده، سرمایه ملی است و باید به نسل بعد منتقل شود.»
علیرضا جنتی؛ کارآفرین امتیاز ویژه نمیخواهد
روایت پنجم، از خانوادهای آمد که توسعه صنعت ساختمان و تأسیسات را در کنار فعالیت اجتماعی و ورزش حرفهای دنبال کرده است. علیرضا جنتی فعالیت خود را در کنار پدرش، حاج ناصر جنتی، آغاز کرد و در سال ۱۳۷۷ در تأسیس گروه صنعتی گیتیپسند مشارکت داشت.
گیتیپسند اکنون ۲۷ شرکت زیرمجموعه دارد و بیش از ۳۵۰۰ شغل مستقیم ایجاد کرده است. این گروه در تولید برخی محصولات صنعت ساختمان و تأسیسات، ازجمله لولههای پلیمری و پنجلایه، در شمار مجموعههای پیشگام کشور قرار دارد.
جنتی پس از دریافت تندیس، جایزه را متعلق به مدیران، مهندسان، کارگران، سهامداران و خانواده خود دانست و گفت: «کارآفرینی فقط تأسیس کارخانه یا راهاندازی کسبوکار نیست؛ کارآفرینی یعنی دیدن فرصت در دل محدودیتها. تولید در ایران تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه نوعی مسئولیت اجتماعی و نشانه باور عمیق به آینده این سرزمین است.»
او در ادامه تأکید کرد: «کارآفرین امتیاز ویژه نمیخواهد؛ او به مسیر روشن، فضای سرمایهگذاری و فرصتی عادلانه برای رقابت نیاز دارد. صنعت بیش از هر چیز به ثبات، اعتماد، تصمیمهای قابل پیشبینی و گفتوگوی مستمر میان دولت و بخش خصوصی نیازمند است.»
مریم زاهد؛ ادامهدادن پس از یک فقدان خانوادگی
روایت بعدی از جایی آغاز شد که یک حادثه میتوانست پایان فعالیت یک مجموعه باشد. مریم زاهد پس از درگذشت پدر و برادرش در یک سانحه، همراه مادر و اعضای خانواده تصمیم گرفت فعالیت گروه صنعتی سبزدشت را ادامه دهد.
پدر او، سیدمصطفی زاهد، از پیشگامان صنعت طیور ایران بود و شرکت سبزدشت را در سال ۱۳۵۳ در زمینی به مساحت ۱۲۰۰ هکتار در استان زنجان تأسیس کرد. این گروه امروز زنجیرهای یکپارچه از تولید مرغ اجداد و جوجهکشی تا تولید خوراک طیور، پرورش مرغ و عرضه محصولات نهایی را در اختیار دارد.
مریم زاهد، مدیرعامل گروه صنعتی سبزدشت و تنها زن برگزیده این دوره، جایزه خود را ابتدا به پدرش تقدیم کرد و گفت: «پس از ازدستدادن پدر و برادرم، من، مادرم و خانواده کنار هم ایستادیم و گفتیم شرکت باید ادامه پیدا کند. باید برای نیروهایی که برخی از آنها بیش از سه نسل در مجموعه ما حضور داشتهاند، کاری کنیم.»
او با اشاره به ادامه فعالیت مجموعه در شرایط بحرانی گفت: «با وجود نبود هواپیما و مشکلات فراوان، در ماه گذشته توانستیم یکی از بهترین نژادهای ژنتیکی طیور جهان را وارد کشور کنیم. اعتقاد دارم اگر به بخش خصوصی اعتماد شود و دستش را باز بگذارند، قطعاً موفق خواهد شد.»
ناصر ریاحی؛ اعتبار، دارایی جبرانناپذیر یک بنگاه
روایت آخر به کارآفرینی رسید که مسیر خود را از بازرگانی تجهیزات پزشکی آغاز کرد و طی بیش از چهار دهه در تأسیس یا راهاندازی بیش از ۵۰ شرکت دارویی و سلامتمحور مشارکت داشت.
ناصر ریاحی فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۵۸ آغاز کرد. راهاندازی نخستین پالایشگاه پلاسمای کشور، توسعه تولید داروهای بیوتکنولوژی، مکملهای غذایی، تجهیزات پزشکی و داروهای مرتبط با پلاسما ازجمله فعالیتهای مجموعههایی است که او در تأسیس یا اداره آنها نقش داشته است.
ریاحی پس از دریافت نشان، موفقیت را نتیجه فعالیت جمعی دانست و گفت: «همه کارآفرینانی که امروز روی صحنه آمدند، بیش از آنکه از مساحت کارخانه، حجم فروش یا دارایی مالی خود بگویند، از تعداد نیروهایشان گفتند؛ چون سرمایه انسانی بزرگترین سرمایه هر بنگاه است.»
او اعتماد و اعتبار را مهمترین دارایی فعال اقتصادی معرفی کرد: «در کار اقتصادی شکست خوردهام، ضرر کردهام، از دست دادهام، دوباره ساختهام، زمین خوردهام و بلند شدهام. همه اینها قابل جبران است، اما اگر اعتماد و اعتبار از دست برود، بازسازی آن بسیار دشوار و شاید غیرممکن باشد.»
امینالضرب در مسیر تبدیلشدن به یک بنیاد
مسعود خوانساری، رئیس بنیاد امینالضرب و رئیس پیشین اتاق تهران، در بخش پایانی مراسم از مسیری گفت که ده سال قبل با برگزاری نخستین دوره جشنواره آغاز شد. او این رویداد را بذری توصیف کرد که امروز به درختی تنومند تبدیل شده است.
خوانساری توضیح داد ایده اولیه جشنواره در دورهای شکل گرفت که امید در جامعه رو به کاهش بود و معرفی کارآفرینان میتوانست بخشی از این امید را بازگرداند. قرار است بنیاد امینالضرب با حضور برگزیدگان دورههای گذشته، ساختار گستردهتری پیدا کند و فعالیت خود را به برگزاری سالانه جشنواره محدود نکند.
او ابراز امیدواری کرد جایزه امینالضرب در آینده به نشانی فراگیر و معتبر برای اقتصاد ایران و به تعبیر او، به «نوبل اقتصادی ایران» تبدیل شود.
در حاشیه این مراسم، کتاب مصور «آتش و خاکستر» نوشته فریده عنایتی نیز معرفی شد؛ اثری درباره سرنوشت ۱۰ کارآفرین و تغییر مالکیت یا مصادره کارخانههایشان پس از انقلاب. این کتاب روایت میکند که اگرچه میتوان زمین، سوله و ماشینآلات را مصادره کرد، نبوغ کارآفرینان، دانش مدیریتی و روح خودباوری آنها مصادرهشدنی نیست.
انتهای پیام/