چرا زیرساخت عملیاتی برای توسعه کسب‌وکار شما ضروری است؟

رشد معمولاً به‌عنوان یک پیامد مثبت برای سازمان‌ها در نظر گرفته می‌شود. افزایش مشتریان، نیروی انسانی و تقاضا، نشانه‌ای آشکار از موفقیت یک کسب‌وکار است. با این حال، این رشد چالش‌های منحصربه‌فردی را نیز برای رهبران کسب‌وکار ایجاد می‌کند. فرآیندهایی که در یک سازمان کوچکتر به‌خوبی کار می‌کردند، دیگر به‌همان اندازه مؤثر نیستند، ارتباطات دچار پراکندگی می‌شود، دید محدود می‌گردد و تیم‌ها زمان بیشتری را صرف هماهنگی کارها می‌کنند. نتیجه، مشکلی است که شرکت‌ها را در صنایع مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهد: مقیاس عملیاتی.

به گزارش کارآفرینی پرس به نقل از فوربس، هرچه یک کسب‌وکار بزرگ‌تر می‌شود، مشتریانش پیچیده‌تر و سخت‌گیرتر می‌شوند. پروژه‌ها ذی‌نفعان بیشتری دارند، تیم‌ها کمتر در کنار هم قرار می‌گیرند و هوش مصنوعی سرعت کار را افزایش می‌دهد و در عین حال انتظاراتی را در زمینه پاسخ‌گویی، شفافیت و کارایی در همه جا ایجاد می‌کند.

بیشتر رهبران، واکنش خود را با این تفکر آغاز می‌کنند که چگونه می‌توانند نیرو اضافه کنند، فرصت‌های جدید را دنبال نمایند یا در فناوری‌های نوین سرمایه‌گذاری کنند. اما برای مقیاس‌پذیری پایدار کسب‌وکار، رهبران باید سؤال دیگری بپرسند: آیا سیستم‌ها، فرآیندها و گردش‌کارهایی که از کسب‌وکار پشتیبانی می‌کنند، خودشان نیز مقیاس‌پذیر هستند؟

یکی از صنایعی که پیرامون این پدیده گرد هم آمده‌اند، طراحی داخلی است. من اخیراً با کامیلی آیزنر، رئیس رشد شرکت مدیر طراحی، درباره چگونگی تطابق شرکت‌های طراحی با تغییر اولویت‌ها بین خلاقیت و رشد کسب‌وکار گفتگو کردم.

آیزنر توضیح داد: «بیشتر شرکت‌ها به‌خاطر علاقه به عملیات وارد این کسب‌وکار نشده‌اند. آنها وارد این کار شدند چون عاشق طراحی هستند. اما با رشد شرکت‌ها، پیچیدگی عملیاتی اغلب به یکی از بزرگ‌ترین عوامل تعیین‌کننده سودآوری و تجربه مشتری تبدیل می‌شود.»

هزینه پنهان رشد

رشد فرصت‌هایی ایجاد می‌کند، اما اصطکاک نیز به همراه دارد. شرکتی که پنج پروژه را مدیریت می‌کند، بسیار متفاوت از شرکتی عمل می‌کند که ۵۰ پروژه را مدیریت می‌کند. با این حال، با تغییر پروژه‌ها و تیم‌ها، مدیریت تمام این داده‌ها در مجموعه‌ای از صفحات گسترده، ایمیل‌ها و راه‌حل‌های دستی می‌تواند دشوار و دست‌وپاگیر شود.

این مشکل منحصر به طراحی داخلی نیست. بسیاری از استارت‌آپ‌های فناوری نیز چنین دردهای رشدی را تجربه می‌کنند و از شرکت‌های بنیان‌گذارمحور به سازمان‌های بالغ‌تر تبدیل می‌شوند. فرآیندهایی که در استارت‌آپ اولیه خوب کار می‌کردند، به گلوگاه تبدیل می‌شوند.

شرکت‌های طراحی با این واقعیت دست‌وپنجه نرم می‌کنند. با این حال، هرچه موفق‌تر باشند، ماندن بر بالای پروژه‌ها، بودجه‌ها، تأمین‌منابع، ارتباط با مشتری و امور مالی برایشان دشوارتر می‌شود.

آیزنر گفت: «بسیاری از شرکت‌ها متوجه نمی‌شوند که ناکارآمدی عملیاتی چقدر برایشان هزینه دارد، تا زمانی که شروع به اندازه‌گیری آن کنند. مشکل معمولاً کمبود تلاش نیست. مشکل این است که اطلاعات در میان سیستم‌ها و افراد بیش از حد پراکنده می‌شود. پروژه‌های طراحی داخلی نیز فوق‌العاده دقیق و ظریف هستند، با جزئیات بی‌شمار، مشخصات فنی و انتخاب‌های تجهیزاتی که باید در طول فرآیند پیگیری شوند. وقتی حتی جزئیات کوچک نادیده گرفته شوند یا از گردش کار گسترده‌تر جدا گردند، تأثیر آن می‌تواند بر جدول‌های زمانی، بودجه‌ها و انتظارات مشتریان سایه بیندازد.»

چرا ارتباط انسانی در عصر هوش مصنوعی اهمیت بیشتری دارد

هوش مصنوعی انتظارات را در تقریباً هر صنعتی بازتعریف می‌کند. اطلاعات در دسترس‌تر است و ابزارهای دیجیتال به تسریع گردش‌کارها ادامه می‌دهند. در نتیجه، مشتریان به‌طور فزاینده‌ای انتظار پاسخ‌های سریع‌تر، شفافیت بیشتر و ارتباطات یکپارچه در هر مرحله از پروژه را دارند.

اما ظهور هوش مصنوعی همچنین یک تغییر غیرمنتظره ایجاد می‌کند. با خودکار شدن تعاملات بیشتر، بسیاری از مشتریان ارزش بیشتری برای خدمات شخصی‌سازی‌شده و ارتباط انسانی واقعی قائل می‌شوند. پروژه‌های طراحی داخلی اغلب شامل تصمیم‌گیری‌های بسیار سفارشی‌شده، ترجیحات در حال تغییر مشتری و جزئیات ظریف بیشمار است. به‌خاطر این پیچیدگی، فناوری به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین ارزش همکاری و روابط مبتنی بر اعتماد شود.

فیونا سانیپلی، هم‌بنیانگذار مرکزی به نام مشخصات طراحی، می‌گوید: «در نهایت، مشتریان می‌خواهند اطمینان داشته باشند که هر جزئیات از پروژه‌شان با دقت و صحت مدیریت می‌شود. وقتی طراحان دید بیشتری نسبت به مشخصات فنی، وضعیت تأمین و جزئیات پروژه داشته باشند، می‌توانند زمان کمتری را صرف جستجوی اطلاعات کنند و زمان بیشتری را به کارهای استراتژیک و خلاقانه‌ای اختصاص دهند که مشتریان بیشترین ارزش را برای آن قائل‌اند. هدف این نیست که جایگزین تخصص انسانی شود، بلکه هدف، توانمندسازی آن با داده‌های بهتر، فرآیندهای بهتر و ارتباطات بهتر است.»

این روند فراتر از طراحی گسترش یافته است. شرکت‌ها در سراسر صنایع تحت فشار هستند تا خدمات مناسب‌تری ارائه دهند و کارآمدتر عمل کنند. این عمل متعادل‌سازی پیچیده، هر روز در کسب‌وکارهای خدماتی به‌وقوع می‌پیوندد.

رهبران باید راه‌هایی بیابند تا ارتباطات انسانی که باعث رضایت مشتری می‌شود را حفظ کنند و هم‌زمان فناوری‌ای که مقیاس‌پذیری را ممکن می‌سازد، به‌کار گیرند. شرکت‌هایی که خوب عمل می‌کنند، احتمالاً آنهایی هستند که فناوری را ابزاری برای بهبود خلاقیت می‌بینند، نه جایگزینی برای آن.

درس‌های فناوری که طراحی داخلی می‌تواند از (ساس) نرم افزار به عنوان یک سرویس بیاموزد

یکی از دلایلی که شرکت‌های فناوری بهتر از شرکت‌های خدماتی مقیاس‌پذیر می‌شوند، ایجاد زیرساخت عملیاتی در مراحل اولیه است. فرآیندها مستندسازی می‌شوند و گردش‌کارها استاندارد می‌گردند. داده‌ها بسیار در دسترس می‌شوند و عملکرد کلی کاملاً قابل‌اندازه‌گیری می‌گردد.

همان اصول به‌طور فزاینده‌ای برای کسب‌وکارهای خلاقانه مرتبط است. در حالی که طراحی داخلی احتمالاً همیشه یک کسب‌وکار مبتنی بر روابط خواهد بود، شرکت‌هایی که بیشترین رشد را می‌بینند، تعالی عملیاتی را به‌اندازه تعالی طراحی جدی می‌گیرند. علاوه بر این، این موضوع منعکس‌کننده تغییر بزرگ‌تری در نحوه نگرش بسیاری از شرکت‌ها به کسب‌وکار است.

آیزنر گفت: «ما شاهد هستیم که رهبران طراحی بیشتری به شرکت‌هایشان مانند مدیران عامل نگاه می‌کنند تا مدیران پروژه. آنها سؤالات بهتری در مورد سودآوری، تخصیص منابع، پیش‌بینی و مقیاس‌پذیری بلندمدت مطرح می‌کنند. این امر کسب‌وکارهای قوی‌تر و تجربه‌های بهتر برای مشتریان ایجاد می‌کند.»

آینده طراحی همچنان انسانی است

فناوری و هوش مصنوعی به تغییر نحوه عملکرد کسب‌وکارها با خودکارسازی وظایف روزمره ادامه خواهند داد. در حالی که انتظارات مشتریان در حال تغییر است، هیچ‌یک از این روندها از ارزش خلاقیت انسانی نمی‌کاهد. اگر هم چیزی باشد، آن را افزایش می‌دهند.

با خودکار شدن کارهای اداری و عملیاتی، تلاش‌ها به‌طور فزاینده‌ای به سمت ایجاد اعتماد هدایت می‌شود. تیم‌ها می‌توانند بر ایجاد تجربه‌های به‌یادماندنی و ارائه نتایج خلاقانه برجسته متمرکز شوند.

شرکت‌هایی که در دهه آینده موفق می‌شوند، آنهایی هستند که هر دو سوی این معادله را مدیریت می‌کنند. موفقیت نه تنها به طراحی عالی و فناوری عالی نیاز دارد، بلکه به کسب‌وکارهایی نیاز دارد که از سیستم‌ها برای محافظت از کاری که فقط انسان‌ها می‌توانند انجام دهند، بهره‌مند شوند.

زیرا آینده طراحی، جایگزینی خلاقیت با اتوماسیون نیست – بلکه ساختن بستر عملیاتی‌ای است که خلاقیت در مقیاس وسیع از طریق آن محقق می‌شود.

انتهای پیام/

خبرنگار
داریوش سنجری پور
منبع
Forbes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا