چرا کارآفرینانی که بر هنر زنجیره ارزش تسلط دارند، از مزیت بیشتری برخوردارند؟

برای کارآفرینان، درک ظرافتهای زنجیره ارزش از اهمیت بالایی برخوردار است. زنجیره ارزش اغلب در ادبیات کسب و کار به عنوان توالی فعالیتهایی که از طریق آنها ارزش ایجاد و ارائه میشود، مورد بحث قرار میگیرد. اگرچه این توصیفات مفید هستند، اما معمولاً جنبه مهمتری را نادیده میگیرند: ترکیب خود ارزش.
به گزارش پایگاه خبری کارآفرینی پرس، مجید جاودانی همبنیانگذار شرکت شرکت سامانههای انطباق (Conformity Systems Corporation) در یادداشتی که وبسایت آنترِپِرِنِر منتشر کرده است عنوان میکند: من عمداً از کلمه “ترکیب” استفاده میکنم. هر محصولی، چه کالا باشد و چه خدمات، چه راهحلی برای یک مشکل شناختهشده و چه ابزاری که از طریق آن تقاضای جدیدی در بازار ایجاد میشود، باید به عنوان ترکیبی از اجزای تشکیلدهنده در نظر گرفته شود که به یکدیگر ارزش میافزایند تا مجموعهای از الزامات تعریفشده را برآورده کنند. این شیوهی نگاه به محصولات و خدمات، دیدگاه کارآفرین را تغییر میدهد. به جای دیدن یک محصول نهایی به عنوان یک موجودیت واحد، فرد شروع به درک تعاملات بین عناصری میکند که وجود آن را ممکن میسازند. فناوری، تخصص، فرآیندها، زیرساختها، کانالهای توزیع، تجربه مشتری و پشتیبانی پس از فروش دیگر ملاحظات جداگانهای نیستند؛ بلکه به اجزای یک ترکیب بزرگتر تبدیل میشوند.
هنر زنجیره ارزش
من از این دیدگاه به عنوان “هنر زنجیره ارزش” یاد میکنم. اهمیت کارآفرینی این هنر در این واقعیت نهفته است که فرصتها به ندرت به صورت جداگانه وجود دارند. آنها در ترکیباتی از ارزش نهفتهاند. یک محصول ارائه شده به بازار که به نظر میرسد یک محصول واحد است، در واقع نتیجهی مشارکت چندین عامل است که تعامل جمعی آنها، ارزش نهایی درک شده توسط مشتری را ممکن میسازد.
کل مسیر، از فرآیندهای مربوط به تعریف الزامات تا توسعه و تحویل و سپس استفاده مشتری و فرآیندهای پس از فروش مرتبط، یک ترکیب واحد را تشکیل میدهد. این یک شاهکار است که ارزش آن منحصراً در هیچ یک از اجزای آن نیست، بلکه در هماهنگی ایجاد شده بین آنهاست.
اینجاست که قضاوت کارآفرینانه اهمیت پیدا میکند. چیزی که یک کارآفرین را متمایز میکند صرفاً توانایی شناسایی فرصتهای بازار نیست؛ بسیاری از افراد میتوانند فرصتها را شناسایی کنند. آنچه یک کارآفرین را متمایز میکند، درک ظرافتهای خود ترکیب و توانایی تعیین جایگاه خود در آن ترکیب است، به گونهای که هم هماهنگی را حفظ کند و هم به بخشهای اطراف ارزش بیفزاید.
یافتن فرصت در ترکیبهای ارزشی موجود
یافتن فرصتها در ترکیبهای ارزشی موجود لزوماً به معنای اختراع محصولات کاملاً جدید نیست. در واقع، بسیاری از سرمایهگذاریهای موفق از پیکربندی مجدد ترکیبات موجود ارزش به جای ایجاد ترکیبات کاملاً جدید ناشی میشوند. کارآفرین میتواند تشخیص دهد که ارزش را میتوان از طریق چیدمان متفاوتی از عناصر موجود، تقویت پیوندهای ضعیف یا معرفی قابلیتی که عملکرد اجزای مجاور را بهبود میبخشد، افزایش داد.
مثالهای مکرر مانند Airbnb و Netflix این اصل را به وضوح نشان میدهند. اهمیت این شرکتها نه تنها در محصولاتشان، بلکه در درک آنها از ترکیبات ارزش موجود و تواناییشان در سازماندهی مجدد این ترکیبات به روشهایی است که مطلوبیت بیشتری برای همه شرکتکنندگان ایجاد میکند.
با این حال، این مثالها ممکن است تصوری نادرست ایجاد کنند. آنها ممکن است کارآفرینان مشتاق را به این باور سوق دهند که موفقیت کارآفرینی مستلزم ساخت یک محصول کامل برای کاربر نهایی است. چنین نتیجهگیری، طیف وسیعی از فرصتهای موجود در زنجیرههای ارزش تثبیتشده را نادیده میگیرد.
کارآفرینان لزوماً نیازی به مالکیت کل ترکیب ندارند.
یک اشتباه رایج در ارزیابی فرصتها، نگریستن صرفاً از دریچهی بازار است. کارآفرینان اغلب به سمت اجزایی از زنجیرهی ارزش جذب میشوند که برای مشتری نهایی بیشتر قابل مشاهده هستند، با این فرض که دیده شدن مترادف با خلق ارزش است.
اما ظرافت زنجیره ارزش واقعیت متفاوتی را آشکار میکند. برخی از ارزشمندترین جایگاهها در یک ترکیب، تقریباً برای خود بازار نامرئی هستند. اهمیت آنها نه از شناخت مستقیم مشتری، بلکه از میزان وابستگی سایر بخشهای ترکیب به آنها ناشی میشود.
کارآفرینی که این تمایز را درک میکند، توانایی ارزیابی فرصتها را بر اساس اهمیت ساختاری آنها در ترکیب، نه بر اساس دیده شدن عمومی، توسعه میدهد. در بسیاری از موارد، سودمندترین موقعیت در نقطهای نیست که ارزش مصرف میشود، بلکه در نقطهای است که ارزش فعال میشود.
یک کارآفرین ممکن است فرصتی را در یک زنجیره ارزش موجود شناسایی کند که در آن توانایی، دانش یا فناوری لازم برای تقویت ترکیب کلی را دارد. سهم او ممکن است تنها بخشی از ارزش نهایی ارائه شده به مشتری باشد؛ با این حال، این سهم میتواند به دلیل بهبود اثربخشی سیستم گستردهتر، بسیار ارزشمند باقی بماند.
چگونه این امر در صنایع مختلف شکل میگیرد
این پدیده را میتوان در صنایع متعددی مشاهده کرد. فینتک یک مثال مفید ارائه میدهد. بسیاری از کسبوکارهای موفق فینتک جایگزین خدمات مالی نمیشوند؛ بلکه به ترکیب خدمات مالی ارزش میافزایند. آنها از طریق نرمافزار، تجزیه و تحلیل، اتوماسیون، راهحلهای انطباق یا زیرساختهای دیجیتال، فرآیندهای موجود را بهبود میبخشند و مؤسسات مالی را قادر میسازند تا عملکرد مؤثرتری داشته باشند.
این اصل فراتر از خدمات مالی نیز صدق میکند. یک کسبوکار ممکن است فناوریهای موجود را در یک راهحل یکپارچه ادغام کند که ارزشی ایجاد کند که هیچ فناوریای به طور مستقل قادر به ایجاد آن نیست. مورد دیگر ممکن است به سازمانها کمک کند تا قابلیتهای فناوریهای موجود را درک کرده و راههای عملی برای استفاده از آنها را به منظور بهبود عملکرد عملیاتی شناسایی کنند. در چنین مواردی، سهم کارآفرینی در تقویت ترکیب نهفته است، نه جایگزینی آن.
چگونه این موضوع دیدگاه کارآفرین را تغییر میدهد
با پیشرفت فناوریها، فرصتهایی از این دست به طور فزایندهای فراوان میشوند. اقتصاد مدرن شامل مجموعهای رو به گسترش از قابلیتها، ابزارها، پلتفرمها و فناوریها است. با این حال، وجود قابلیت به طور خودکار منجر به ایجاد ارزش نمیشود. ارزش زمانی پدیدار میشود که قابلیتها به طور مناسب در یک ترکیب قرار گرفته و به نیازهای واقعی مرتبط شوند.
دقیقاً همینجاست که بینش کارآفرینانه اهمیت پیدا میکند. کارآفرین نه صرفاً محصولات، بلکه ترکیبات را میبیند. نه صرفاً معاملات، بلکه تعاملات را. نه صرفاً بازارها، بلکه سیستمهای خلق ارزش را میبیند.
توانایی درک این سیستمها، اجزای تشکیلدهنده آنها، وابستگیهایشان و نحوه جریان ارزش بین آنها، یکی از مهارتهای کارآفرینی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
کسانی که در این هنر استاد هستند، کشف میکنند که نوآوری همیشه خلق چیزی جدید نیست. اغلب، کشف ترکیبی بهتر است و در بسیاری از موارد، کارآفرینی که ترکیب ارزش را درک میکند، نسبت به کارآفرینی که منحصراً بر خود محصول تمرکز میکند، از مزیت بیشتری برخوردار است.
انتهای پیام/