۳ سؤالی که رهبران میتوانند برای شناسایی راهکارهای مشکل رشد سازمانی بپرسند

در این مطلب به موضوع شناسایی راهکارهای مشکل رشد سازمانی توسط جان هال (John Hall)، نویسنده حوزه کارآفرینی پرداخته شده است:
به گزارش کارآفرینی پرس به نقل از فوربس، رشد مسئلهای پیچیده است. شما مدام میشنوید که در اتاقهای هیئتمدیره، جلسات فروش و نشستهای تیم بازاریابی دربارهاش بحث میشود. در حالی که اهداف رشد مدام در ذهن کارکنان شما میچرخد، این به آن معنا نیست که همه میدانند چگونه ایدهها را به نتایج مطلوب تبدیل کنند. من سالهاست که درباره رشد مینویسم. همه در تلاشاند شرکتهایشان را رشد دهند. گاهی، تیم احساس میکند شکستناپذیر است و رشد تقریباً بیتلاش به نظر میرسد. سپس، دوران سختتر فرا میرسد. ماشین از کار میایستد و واکنش اولیه این است که تاکتیکهایی را که در زمان اوجگیری اعداد جواب میدادند، دوچندان کنید. اما نمیتوان انکار کرد که چیزی تغییر کرده، چون آن تاکتیکهای قدیمی دیگر جواب نمیدهند. شما وارد حالت وحشت میشوید. حتماً مشکل از افراد است، پس در آنها تغییر ایجاد میکنید. بعد، نوبت به عوض کردن شرکتهای بازاریابی و تغییر پیامرسانی میرسد.
با این حال، هیچ اتفاقی نمیافتد، چون احتمالاً قدمی به عقب برنداشتهاید تا به استراتژی ورود به بازار خود بهطور کلنگر نگاه کنید. شما روی علائم تمرکز کردهاید و به دنبال علت اصلی نمیگردید. اگر سؤالهایی نپرسید که راهکارهای درست را شناسایی کنند، باز هم درجا خواهید زد. در اینجا روش به دست آوردن دیدی گستردهتر و سه سؤال برای کمک به تشخیص مشکل آورده شده است.
راهحل اشتباه
احتمالاً با عبارت «همبستگی به معنای علیت نیست» آشنا هستید. وقتی میخواهید بر اساس یک علامت، مشکل را تشخیص دهید، نمیتوانید به نتایج عجولانه برسید. یک علامت واحد میتواند به دلایل متعددی ظاهر شود و لزوماً به آن معنی نیست که شما فکر میکنید. بدون یک دیدگاه کلنگر و عیبیابی، ممکن است راهحلی تهاجمیتر یا پرهزینهتر از آنچه نیاز دارید به کار ببندید.
یکی از دوستان خوب من (بیایید اسمش را بگذاریم مارک) سالهاست که دونده مشتاقی است. او در چندین مسابقه شرکت کرده و روال منظمی را دنبال میکند. اخیراً درد زانو داشته که سرعتش را کم کرده است. میگوید گمان میکند به جراحی زانو نیاز دارد، بنابراین پیش یک جراح ارتوپد میرود. هفتهها بعد، مارک به من میگوید جراحی کرده و زانویش عالی است.
من برایش خوشحال شدم، اما چند هفته بعد به من گفت درد زانویش بدتر از قبل برگشته است. من دکتر نیستم، اما وضعیت او مرا به فکر انداخت. جراحی که پیش او رفته بود درجه یک بود و افرادی که هر دوی ما میشناختیم نتایج عالی گرفته بودند. پس چرا مارک متفاوت بود؟ من پیشنهاد کردم که شاید زانو فقط یک علامت باشد و ممکن است مشکل عمیقتری وجود داشته باشد که باعث درد میشود. با اینکه میتوانستم ببینم مارک تمایلی به پذیرش تشخیص متفاوت ندارد، روز بعد به پزشک طب ورزشی مراجعه کرد. به مارک گفته شد که عضلات گلوتِ او بهدرستی فعال نمیشوند و زانویش همچنان درد خواهد داشت تا زمانی که قدرت باسن و گلوت خود را بهبود بخشد. پس از هشت هفته تمرینات جدید، مارک بدون درد میدوید. مارک بعداً با من شوخی میکرد که چگونه هزاران دلار برای جراحی زانویش خرج کرده در حالی که تمام نیازش یک «پشت قویتر» بوده است. من خندیدم، اما نتوانستم شباهتهای آن را با شرکتهایی که با آنها کار میکنم نبینم.
تشخیص انجامنشده
یکی از شرکتهایی که با آن مشورت میکنم، برای بازگرداندن رشد به مسیر درست تقلا میکرد. از آنجایی که مدیر بازاریابی قبلی به اندازه کافی لید (سرنخ فروش) جذب نمیکرد، مدیر جدیدی آورده شده بود. تیم داشت تمام اقدامات معمول را انجام میداد. آنها محتوای جدید و تبلیغات پولی تولید میکردند، در حالی که استراتژیهای برونگرا را تغییر میدادند و ابزارهای بیشتری میخریدند. با این حال، نمیتوانستند کسی را به مشتری تبدیل کنند. داستان مارک دوباره به ذهنم آمد. آیا این اقدامات معادل جراحی زانوی او بودند؟ آیا مشکل جای دیگری بود؟ بنابراین، از مدیرعامل پرسیدم آیا به این موضوع فکر کردهاند که ممکن است مشکل، خود تاکتیکها نباشد. من داستان مارک را برای مدیرعامل تعریف کردم و او با نگرانی درباره زمان و نیاز به یافتن سریع پاسخها پاسخ داد. پرسیدم آیا درباره «تشخیص رشد» چیزی شنیده است، و اینکه چند ماه پیش با شرکتی برخورد کردم که درباره آن صحبت میکرد. ایده به اندازه کافی ساده است. شرکتها به جای اینکه صرفاً اقدامات تاکتیکی را انجام دهند، باید قدمی به عقب بردارند و کل سیستمی که به تاکتیکها خوراک میدهد را بهطور کلنگر بررسی کنند. به عبارت دیگر، موتور رشد را ممیزی کنند.
مانند مارک، مدیرعامل نیز سریعاً به سراغ چیزی رفت که فکر میکرد راهحل است. راهحلی منطقی، اما در عین حال کاملاً اشتباه. اگر از همان ابتدا رویکردی کلنگر اتخاذ میشد، میشد از درد و هزینه زیادی جلوگیری کرد. شما ممکن است فکر کنید میدانید چه چیزی مانع رشد شماست، اما باید این احتمال را در نظر بگیرید که شاید ندانید.
من به مدیرعامل درباره شرکتی گفتم که روش «تشخیص رشد» را به کار میبرد به نام «فورج اند فدوم» طبق اطلاعاتی که جمعآوری کرده بودم، این شرکت، شرکتهایی مانند پلتفرم خیریه را از طریق بررسی جامع ستونهای اصلی کل موتور ورود به بازار راهنمایی میکند. جالبترین نکته برای من این بود که تشخیصی بصیرتبخش میتواند ظرف چند روز ارائه شود.
سه سؤال تشخیصی
از تعاملات قبلیام با برودی دورلند، یکی از بنیانگذاران «فورج اند فدوم»، یاد گرفته بودم که بیشتر شرکتها از کمبود تاکتیک رنج نمیبرند. در عوض، عامل معمول، کمبود تمرکز است. وقتی فشار زیاد میشود، تیمها به اطمینان نیاز دارند که زمان، پول و انرژی خود را کجا سرمایهگذاری کنند.
گفتگوهای من با برودی من را به این سه سؤال تشخیصی برای هر شرکتی رساند:
۱. اگر از هر یک از اعضای تیم رهبری خود بپرسید، آیا همه آنها مشکل کلیدی که برای مشتریان خود حل میکنید را به یک شکل توصیف میکنند؟
۲. چقدر اطمینان دارید که ابتکار بعدی شما برای ورود به بازار، نتایج مورد نیازتان را تولید خواهد کرد؟
۳. آیا وبسایت شما آزمون ۱۵ ثانیهای «آنچه انجام میدهید» را پشت سر میگذارد؟
بسته به پاسخها، ممکن است به چیزی بیش از یک جراح زانو نیاز داشته باشید. ممکن است از یک آزمایش کامل تشخیص رشد بهرهمند شوید. عیبیابی ممکن است در ابتدا کمی بیشتر زمان ببرد، اما میتواند شما را از زمان و هزینه عقبگرد کردن نجات دهد.
شناسایی راهحل درست اگر شناسایی نکردهاید چه چیزی مانع رشد میشود، رشد میتواند به هدفی دستنیافتنی تبدیل شود. اگر رژیم غذایی شما نیاز به بازبینی اساسی دارد، دویدن سختتر روی تردمیل کار نخواهد کرد. با نگاه به تصویر بزرگ و پرسیدن سؤالات استراتژیک، میتوانید راهحلی را به کار ببرید که بیش از پوشاندن موقت علامت، کار میکند. این راهحل، مانع را از سر راه نتیجه پایدار و مطلوب شما برمیدارد.
انتهای پیام/