چگونه با هوش مصنوعی یک تیم با هوش هیجانی بالا بسازیم؟

با گسترش دامنه وظایف روتین و دستی که هوش مصنوعی در محیط کار بر عهده می‌گیرد، ویژگی‌هایی که شرکت‌های موفق را متمایز می‌کنند، بیش از پیش، ویژگی‌های انسانی خواهند بود. برخی از این ویژگی‌ها عبارت‌اند از: همدلی، خودآگاهی و هوش هیجانی.

به گزارش کارآفرینی پرس به نقل از فوربس، ما اغلب هوش هیجانی را به عنوان یک مهارت فردی در نظر می‌گیریم، اما این مهارت در سطح تیم نیز به همان اندازه حیاتی است. «ونسا اورچ دروسکات»، نویسنده کتاب «تیم دارای هوش هیجانی: ساخت گروه‌های مشارکتی که از بقیه پیشی می‌گیرند»، هوش هیجانی تیمی را این‌گونه توصیف می‌کند: «مجموعه‌ای از روال‌ها یا هنجارهای عادتی که با هم نیازهای اجتماعی اصلی را برآورده می‌کنند؛ نیازهایی که وقتی افراد وارد تیم‌ها می‌شوند فعال می‌گردند.

این نیازها شامل نیاز به احساس پذیرش، شناخته‌شدن و ارزشمندیِ واقعی؛ نیاز به درگیرشدن در بحث‌هایی که درکی مشترک از اولویت‌ها و تجربیات تیم ایجاد می‌کند؛ و نیاز به داشتن حس واقعی نفوذ و کارگزاری در درون تیم است». وی مطرح نموده است که در شرکت من، کارکنان در تیم‌های میان‌عملکردی فعالیت می‌کنند. من از نزدیک دیده‌ام که چگونه پویایی‌های تیم و نحوه همکاری و هماهنگی افراد  می‌تواند یک پروژه را به موفقیت برساند یا به شکست بکشاند. به همین دلیل، زیاد به این فکر می‌کنم که چگونه تیم‌هایی دارای هوش هیجانی بسازم؛ تیم‌هایی که در آن هرکس احساس ارزشمندی و شنیده‌شدن کند. خوشبختانه برای رهبران امروزی، ابزارهای هوش مصنوعی راه‌های نوینی ارائه می‌دهند تا دقیقاً به شرکت‌ها در انجام این کار و پرورش جنبه انسانی‌تر کار تیمی کمک کنند. در ادامه، چند راهبرد که برای من موثر بوده است را آورده‌ام.

  • استخدام مبتنی بر هوش هیجانی با کمک هوش مصنوعی

ساخت یک تیم دارای هوش هیجانی با فرآیند استخدام آغاز می‌شود. اغلب شنیده‌ام که رهبران رویکردی خشن و بی‌ملاحظه در پیش می‌گیرند – یعنی با عجله فرآیند را پیش می‌برند و بعد به دنبال رفع مشکلات آن هستند. به نظر من این یک استراتژی کوتاه‌بینانه است. تصمیمات مدبرانه برای استخدام، همیشه ارزش سرمایه‌گذاری اولیه را دارد. ابزارهای هوش مصنوعی این امکان را فراهم می‌کنند که بدون قربانی کردن کارایی، زمان و منابع لازم به فرآیند استخدام اختصاص داده شود. تحقیقات نشان می‌دهد که عاملان هوش مصنوعی می‌توانند زمان استخدام را ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش دهند، بدون اینکه به مهارت‌های نرم حیاتی کم‌توجهی شود.

برای مثال، «عاملان گفت‌وگو» با کاندیدهای استخدام گفت‌وگوهای دوسویه انجام می‌دهند و جزئیاتی مانند نام، ایمیل، شماره تلفن و زمان‌های آزاد آن‌ها را جمع‌آوری می‌کنند. این کار نه تنها فرآیند را برای استخدام ساده‌تر می‌کند، بلکه تجربه جالب‌تری برای داوطلب ایجاد می‌کند در مقایسه با پرکردن فرم‌های آنلاین. «عاملان ارزیابی» می‌توانند آزمون‌های شناختی، فنی و رفتاری را اجرا کنند. برخی از آن‌ها حتی این فرآیند را با ارائه سناریوهای واقعی به داوطلبان برای مدیریت، به شکل بازی درمی‌آورند. سپس این عاملان می‌توانند پاسخ‌ها را از نظر احساس، لحن و مهارت‌های ارتباطی تحلیل کنند. «عاملان مصاحبه» یک قدم فراتر می‌گذارند و با انجام مصاحبه و استفاده از تشخیص گفتار و تحلیل احساسات، پاسخ‌ها را ارزیابی می‌کنند. در کنار هم، این ابزارهای هوش مصنوعی به شرکت‌ها کمک می‌کنند تا فراتر از مهارت‌های سخت و نکات مهم رزومه را ببینند و ویژگی‌هایی مانند همدلی، انعطاف‌پذیری و پتانسیل همکاری را ارزیابی کنند. سود بلندمدت این کار آشکار است: استخدام‌های دارای هوش هیجانی، تعارضات را کاهش داده و انسجام تیم را تقویت می‌کنند.

  • پایش روحیه کارکنان

نظرسنجی‌های کارکنان روشی ارزشمند برای سنجش احساس افراد درباره تجربه محیط کارشان است. اما ذاتاً محدود هستند زیرا به خوداظهاری متکی‌اند. برخی از کارکنان ممکن است در بیان بازخورد منفی تردید کنند یا حتی خود از کاهش مشارکت خود آگاه نباشند. اینجاست که ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند به پر کردن این شکاف‌ها کمک کنند. برای مثال «تحلیل احساسات» را در نظر بگیرید. این ابزار، لحن هیجانی پیام‌ها را ارزیابی می‌کند و دیدگاه ظریف‌تری از روحیه، درگیری و رضایت کارکنان به شرکت‌ها می‌دهد. فرض کنید یک نفر دائماً ایده‌های همکارش را رد می‌کند و این باعث می‌شود دیگران به مرور زمان کمتر مشارکت کنند. تحلیل احساسات می‌تواند این الگو را شناسایی کند تا رهبران وارد عمل شوند، شاید با تشویق به رویکردی که بیشتر شبیه «بله، و…» باشد. این ابزار می‌تواند به شناسایی نشانه‌های تنش یا فرسودگی شغلی کمک کند قبل از آنکه به مشکلات بزرگتری تبدیل شوند.

مثال دیگر، خلاصه‌کننده‌های جلسات مبتنی بر هوش مصنوعی هستند که فراتر از خلاصه‌کردن محض رفته و بینش‌هایی درباره لحن و احساسات گفت‌وگوها ارائه می‌دهند. آن‌ها نشان می‌دهند که لحن جلسه مثبت، منفی یا خنثی بوده و ردیابی می‌کنند که احساسات در طول گفت‌وگو چگونه تغییر کرده است. این ابزارها همچنین می‌توانند زمان صحبت، احساسات و نکات کلیدی هر شرکت‌کننده را تفکیک کنند و به رهبران کمک کنند تا ببینند هر فرد چگونه مشارکت کرده و چه احساسی داشته است. البته این ابزارها خطاناپذیر نیستند. مانند انسان‌ها، ابزارهای هوش مصنوعی نیز خطر تفسیر اشتباه را دارند و ممکن است مثلاً لحنی مانند طعنه را متوجه نشوند. تا زمانیکه محدودیت‌های آن‌ها را در نظر داشته باشید، می‌توانند کمک بزرگی باشند. حریم خصوصی و اعتماد نیز بسیار حیاتی هستند. کارکنان باید بدانند که از این ابزارها استفاده می‌شود و هدف، پشتیبانی است نه نظارت. با این بینش‌ها، رهبران می‌توانند مشکلات ارتباطی را زودتر مورد توجه قرار دهند، قبل از آنکه افت‌های کوچک روحیه به مشکلات بزرگ تبدیل شوند.

  • خودکارسازی کارهای وقت‌گیر برای تقویت ارتباط انسانی

زمانی که شرکت خود را راه‌اندازی کردم، هوش مصنوعی مربوط به فیلم‌های علمی-تخیلی بود. به عنوان یک کارآفرین انفرادی، مجبور بودم تمام نقش‌ها را خودم انجام دهم. منحنی یادگیری شیب تندی داشت، اما با رشد شرکت، بالاخره توانستم نیروهای اضافی برای کمک استخدام کنم. این کار قطعاً بار مسئولیت‌ها را سبک‌تر کرد، اما آن روزهای اولیه، قبل از اتوماسیون، بسیار آشفته بود. زمان بسیار کمی داشتم تا بر جنبه‌های کمتر قابل مشاهده شرکت، مانند فرهنگ و روحیه تیم، تمرکز کنم. وقتی شروع به خودکار کردن کارهای خسته‌کننده و دستی کردم، فرصت بهتری برای ارتباط با همکاران و بررسی حال آن‌ها پیدا کردم. خودکارسازی به رویکرد پیش‌فرض در سراسر شرکت تبدیل شد، زیرا من اعضای تیم را نیز تشویق کردم که همین کار را انجام دهند، راه‌هایی پیدا کنند تا وظایف خسته‌کننده و کم‌معناتر را به ابزارها و فناوری محول کنند و زمان بیشتری برای جنبه انسانی کارمان باقی بگذارند. برخی افراد تصور می‌کنند ادغام هوش مصنوعی در نیروی کار، تنها به معنای کاهش هزینه‌ها و کوچک‌کردن کارکنان است. در مورد من، این تصور به‌کلی نادرست است. هرچه کارهای وقت‌گیر را بیشتر خودکار کنیم، زمان بیشتری برای وظایفی داریم که ماشین‌ها نمی‌توانند انجام دهند – مانند ایجاد رابطه و تفاهم، سنجش حال همدیگر، یا اختصاص دادن نیم ساعت اضافی در روز برای یک ناهار غیررسمی تیمی. هوش مصنوعی می‌تواند وظایف تکراری مانند برنامه‌ریزی جلسات، یادداشت‌برداری از جلسات و تولید پیش‌نویس‌های اولیه را بر عهده بگیرد. و زمان کمتری که برای وظایف ضروری اما خسته‌کننده صرف می‌شود، زمان بیشتری برای فعالیت‌های رابطه‌ساز، مانند جلسات چک‌این دونفره و مراسم تیم‌سازی باقی می‌گذارد. زمان آن فرا رسیده که رهبران، هوش مصنوعی را به عنوان یک شریک در پرورش همدلی، اعتماد و همکاری تیمی بپذیرند. تیم‌های دارای هوش هیجانی که توسط هوش مصنوعی پشتیبانی می‌شوند، آینده کار هستند.

انتهای پیام/

خبرنگار
زینب سنجری پور
منبع
فوربس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا